Creation Details
Panel prompts:
- #1“شوالیهی شیرِ خاموش باران از سه روز پیش بند نیامده بود. قلعهی «وِرِن» زیر آسمانی خا****تری ایستاده بود؛ دیوارهایش ترک خورده، برجهایش نیمهویران و پرچمهایش پاره و خیس. در حیاط قلعه، تنها صدایی که شنیده میشد، برخورد آرام قطرههای باران با زره مردی بود که سالها بود ****ی نام واقعیاش را نمیدانست. همه او را شوالیهی شیر صدا میزدند. زره سیاهش خطوخشهای عمیقی داشت. روی سینهاش نقش شیری طلایی دیده میشد و سپری سنگین در دست چپش بود؛ همان شیری که زمانی نماد خاندانش بود. اما هیچ**** نمیدانست این”
Art Style: Urban Drama
Color Mode: Black & White
Panels: 1
Created: