Creation Details
Panel prompts:
- #1“رها (دختر شیطان) در میان جنگل سرد و تاریک ایستاده، چشمان طلایی آتشین، موهای کوتاه تا گردن، پاهای سممانند. نور مهتاب از پشت درختها. کپشن: «در میان جهنم بیپایان...» محمد روی نیمکت پارک نشسته و کتاب میخواند. رها به شکل گربه پشت درخت نگاه میکند. نور چراغ بالای سر. کپشن: «کنجکاوی، اولین قدم به دام افتادن بود.»”
- #2“گربه (رها) از پنجره به اتاق محمد میپرد و به سمت کتاب میدود. محمد با تعجب نگاه میکند. کپشن: «کتاب، طعمهای که مرا اسیر کرد.» پرامپت:”
- #3“(نیمهصفحه، نزدیک عمود): محمد کتاب را باز کرده و برای گربه میخواند. گربه روی میز نشسته و با دقت گوش میدهد. کپشن (بالون گفتوگو – محمد): «اگر ادامه رو بخونم، دیگه نمیایی...»”
- #4“رها (به شکل خودش) در خیابان متروک ایستاده و آرزو (فرشته با بالهای سفید) در مقابل او ظاهر شده است. آرزو دست رها را گرفته. کپشن (آرزو): «از انسانها دوری کن، نفرت و قضاوت نکن.»”
- #5“گربه کنار محمد روی تخت خوابیده، پنجره باز و طلوع خورشید از بیرون میتابد. هر دو در حال خواب. کپشن: «اولین بار، گرمای دوستی را احساس کردم.» پرامپت:(نمای نزدیک از چشمهای رها): رها (به شکل گربه) از پشت پنجره به داخل نگاه میکند، چشمهایش طلایی شعلهور شده، درون خانه محمد با یاس (دختر) در حال خنده دیده میشود. کپشن: «آتش حسادت، از دل جهنم هم سوزانتر است.» (عمودی، دو نفره): رها (به شکل خودش) دستش را برای نابودی یاس بلند کرده، اما آرزو مانند نور سفید جلوی او ایستاده و دستش را میگیرد. کپشن (آرزو): «”
- #6“گربه کنار محمد روی تخت خوابیده، پنجره باز و طلوع خورشید از بیرون میتابد. هر دو در حال خواب. کپشن: «اولین بار، گرمای دوستی را احساس کردم.» پرامپت:(نمای نزدیک از چشمهای رها): رها (به شکل گربه) از پشت پنجره به داخل نگاه میکند، چشمهایش طلایی شعلهور شده، درون خانه محمد با یاس (دختر) در حال خنده دیده میشود. کپشن: «آتش حسادت، از دل جهنم هم سوزانتر است.» (عمودی، دو نفره): رها (به شکل خودش) دستش را برای نابودی یاس بلند کرده، اما آرزو مانند نور سفید جلوی او ایستاده و دستش را میگیرد. کپشن (آرزو): «”
Art Style: Cinematic Anime
Color Mode: Black & White
Panels: 6
Created: