Creation Details
Panel prompts:
  1. #1شیروری وارد قصر میشه با نگرانی از مباشر میپرسه :«مباشر چیشده«. مباشر با جدیت میگوید:«به خاطر جراهت خواهرتون درجنگیم. شیروری چمدان چوبی رو ول میکنه ومیگوید با گریه :« خدا خواهرم بده ».و به سمت پله ها انتها تالار میرود و بالا میرو و وارد اتاق میشود و میگوید :« مادر اومدم.« مادرش میگوید:«شیرویی اومدی«. وشیروریی دست خواهرش رو میگیرد ومیگوید:«خواهر من اینجا هم«
Art Style: Classic Action
Color Mode: Full Color
Panels: 1
Created:
سوگند وفاداری و خون - AI Manga | Mangii | Mangii