Creation Details
Panel prompts:
- #1“صفحه ۱: پانل ۱: «آیوی» با هودی سرمهای و موهای قهوهای رنگش (با ظاهری مشابه تصویر image_0.png) در جلوی در یک خانه چوبی ایستاده است. او خیس از باران است و به آسمان خیره شده. متن: «ای وای، این باران تمام شدنی نیست! کجام؟» پانل ۲: یک موجود سایهای از پشت درختان بیرون میآید و به سمت «آیوی» حرکت میکند. پانل ۳: «آیوی» وحشتزده میشود و با استفاده از قدرت جادوییاش، یک سپر نورانی ایجاد میکند. متن: «نه! دور شو!» پانل ۴: «آیوی» به اطراف نگاه میکند و متوجه میشود که این دنیا کاملاً متفاوت است. ”
- #2“صفحه ۲: پانل ۱: «آیوی» در داخل ساختمان است. اتاق تاریک است و پر از سایههایی که به او حمله میکنند. پانل ۲: او از قدرت جادوییاش استفاده میکند و با یک ضربه، چند سایه را از بین میبرد. پانل ۳: او متوجه یک کتاب قدیمی در یک گوشه میشود. پانل ۴: او به سرعت به سمت کتاب میرود و آن را باز میکند. پانل ۵: کتاب حاوی اطلاعاتی درباره پادشاه سایهها و راه ش****ت اوست. متن (کتاب): «برای ش****ت پادشاه سایهها، باید نور را در دل تاریکی پیدا کرد.» پانل ۶: «آیوی» با تعجب به کتاب نگاه میکند. متن: «پس ب”
- #3“صفحه ۳: پانل ۱: «آیوی» از ساختمان خارج میشود و در جنگل به راه خود ادامه میدهد. پانل ۲: او با چا****های مختلفی روبرو میشود، مثل جنگلی از درختان تیغدار. پانل ۳: او با استفاده از جادو، یک راه را از میان درختان باز میکند. پانل ۴: او با یک گروه از حیوانات کوچکی که در این دنیا زندگی میکنند، روبرو میشود. پانل ۵: او با مهربانی با حیوانات صحبت میکند و آنها به او کمک میکنند تا راهش را پیدا کند. متن: «ممنون! شما خیلی مهربونید!» پانل ۶: «آیوی» به یک دشت ****رگ میرسد. پانل ۷: او با یک شوا”
- #4“صفحه ۴: پانل ۱: «آیوی» به کوه میرسد و شروع به بالا رفتن از آن میکند. پانل ۲: او با سایههای بیشتری روبرو میشود، اما آنها را ش****ت میدهد. پانل ۳: او با استفاده از قدرت جادوییاش، یک پرش بلند میزند و به یک سنگ ****رگ میرسد. پانل ۴: او در بالا رفتن از کوه به مشکلاتی برمیخورد، مثل سنگی که زیر پایش میشکند. پانل ۵: او به سختی از خطر فرار میکند و به بالا رفتن ادامه میدهد. پانل ۶: او به نوک کوه میرسد. پانل ۷: او با یک سایه بسیار قدرتمند روبرو میشود. پانل ۸: او با استفاده از جادو، یک”
- #5“صفحه ۵: پانل ۱: «آیوی» وارد غار میشود. غار پر از بلورهای نورانی است. پانل ۲: او با یک اژدهای سایهای روبرو میشود. پانل ۳: او با استفاده از جادو، با اژدها مبارزه میکند. پانل ۴: او از قدرتهای جادوییاش به بهترین شکل استفاده میکند. پانل ۵: اژدها به او حمله میکند، اما «آیوی» با مهارت از حملات فرار میکند. پانل ۶: او با یک ضربه قوی، اژدها را ش****ت میدهد. پانل ۷: اژدها تبدیل به یک سایه کوچک میشود. پانل ۸: «آیوی» متوجه یک صندوق قدیمی در یک گوشه میشود. پانل ۹: او صندوق را باز میکند و”
- #6“صفحه ۵: پانل ۱: «آیوی» وارد غار میشود. غار پر از بلورهای نورانی است. پانل ۲: او با یک اژدهای سایهای روبرو میشود. پانل ۳: او با استفاده از جادو، با اژدها مبارزه میکند. پانل ۴: او از قدرتهای جادوییاش به بهترین شکل استفاده میکند. پانل ۵: اژدها به او حمله میکند، اما «آیوی» با مهارت از حملات فرار میکند. پانل ۶: او با یک ضربه قوی، اژدها را ش****ت میدهد. پانل ۷: اژدها تبدیل به یک سایه کوچک میشود. پانل ۸: «آیوی» متوجه یک صندوق قدیمی در یک گوشه میشود. پانل ۹: او صندوق را باز میکند و”
- #7“صفحه ۶: پانل ۱: «آیوی» از غار خارج میشود و با عجله به سمت پایین کوه حرکت میکند. پانل ۲: او با حیواناتی که در جنگل با آنها آشنا شده بود، روبرو میشود. پانل ۳: او از آنها تشکر میکند و با خوشحالی به خانه برمیگردد. پانل ۴: او به دهکدهاش میرسد و متوجه میشود که همه چیز به حالت عادی برگشته است. پانل ۵: او با خوشحالی به خانه برمیگردد. پانل ۶: او با شوالیه پیر روبرو میشود و مدال را به او پس میدهد. پانل ۷: شوالیه پیر به او تبریک میگوید. پانل ۸: او به خانه میرسد و به مادرش تبریک میگوید”
Art Style: Classic Action
Color Mode: Full Color
Panels: 7
Created: