Creation Details
Panel prompts:
  1. #1پرامپت تصویری: دختر انیمه‌ای با موهای مشکی کوتاه و حالت‌دار، چشم‌های قهوه‌ای درخشان، ژاکت بافتنی مشکی و ضخیم که از روی شانه‌هایش افتاده و بند تاپ مشکی‌اش پیداست، دقیقاً مطابق تصویر جدید. او در یک کوچه یا خیابان شهری آفتابی و مدرن ایستاده، یک دستش را پشت سرش گذاشته و لبخند ملایمی به دوربین می‌زند. پس‌زمینه خیابانی با ساختمان‌های شهری است. دیالوگ: (سورا با لبخند): «بالاخره رسیدم به آدرسی که فرستاده بودی. ولی چرا اینجا اینقدر خلوته؟»
  2. #2دختر انیمه‌ای با موهای مشکی کوتاه و حالت‌دار، چشم‌های قهوه‌ای درخشان، ژاکت بافتنی مشکی و ضخیم که از روی شانه‌هایش افتاده و بند تاپ مشکی‌اش پیداست نمای متوسط از زاویه پایین (Low-angle medium shot) از سورا با همان موهای مشکی کوتاه و ژاکت بافتنی مشکی. او ناگهان برگشته و به انتهای کوچه نگاه می‌کند. لبخندش محو شده و جایش را به تعجب و کمی نگرانی داده است. باد ملایمی موهایش را تکان می‌دهد و نور خورشید از پشت سرش می‌تابد. دیالوگ: (افکار سورا): «اون صدا چی بود؟ مطمئنم یه نفر داشت تعقیبم می‌کرد...»
  3. #3دختر انیمه‌ای با موهای مشکی کوتاه و حالت‌دار، چشم‌های قهوه‌ای درخشان، ژاکت بافتنی مشکی و ضخیم که از روی شانه‌هایش افتاده و بند تاپ مشکی‌اش پیداست سورا (با همان ظاهر دقیق، موهای چتری مشکی کوتاه و ژاکت مشکی یقه باز) قدم‌زنان به یک کافه‌ی قدیمی و متروکه در انتهای همان خیابان نزدیک می‌شود. او دستش را روی شیشه کافه گذاشته و با کنجکاوی به درون تاریک آن نگاه می‌کند. انعکاس چهره‌اش روی شیشه پیداست. دیالوگ: (سورا با صدای آهسته): «پس کلید اینجاست... توی این کافه قدیمی.»
  4. #4سورا (با همان ظاهر دقیق، موهای چتری مشکی کوتاه و ژاکت مشکی یقه باز) قدم‌زنان به یک کافه‌ی قدیمی و متروکه در انتهای همان خیابان نزدیک می‌شود. او دستش را روی شیشه کافه گذاشته و با کنجکاوی به درون تاریک آن نگاه می‌کند. انعکاس چهره‌اش روی شیشه پیداست. دیالوگ: (سورا با صدای آهسته): «پس کلید اینجاست... توی این کافه قدیمی.»
  5. #5دختر انیمه‌ای با موهای مشکی کوتاه و حالت‌دار، چشم‌های قهوه‌ای درخشان، ژاکت بافتنی مشکی و ضخیم که از روی شانه‌هایش افتاده و بند تاپ مشکی‌اش پیداست نمای نزدیک (Close-up) از دست‌های سورا در حالی که یک کلید نقره‌ای قدیمی را که از کنار پنجره کافه (در پنل قبل) پیدا کرده، نگه داشته است. در کادر تصویر، بخشی از صورت او با همان چشم‌های قهوه‌ای و موهای مشکی کوتاه دیده می‌شود که با آرامش و اطمینان به کلید نگاه می‌کند. دیالوگ: (سورا با خودش زمزمه می‌کند): «پیداش کردم. حالا وقتشه بفهمم پشت این در چی قایم شده.
  6. #6دختر انیمه‌ای با موهای مشکی کوتاه و حالت‌دار، چشم‌های قهوه‌ای درخشان، ژاکت بافتنی مشکی و ضخیم که از روی شانه‌هایش افتاده و بند تاپ مشکی‌اش پیداست سورا (با حفظ کامل تداوم ظاهر، لباس مشکی و چهره) قفل در کافه را باز کرده و در حال وارد شدن به یک سالن پر از کتاب‌های قدیمی است. نوری پرقدرت و طلایی‌رنگ از داخل سالن به صورت و لباس او می‌تابد و چشمان قهوه‌ای‌اش از شگفتی برق می‌زنند. او دوباره لبخند می‌زند. دیالوگ: (سورا با شگفتی): «باور نکردنیه... این همون کتابخونه‌ایه که توی افسانه‌ها می‌گفتن!»
Art Style: Korean Digital
Color Mode: Full Color
Panels: 6
Created: