Creation Details
Panel prompts:
- #1“فصل ۱: قول خونین (صفحه ۱-۲) پرامپت پنل ۱ (ف****بک): یک صحنه تصادف رانندگی تاریک و بارانی. سارا (جوانتر، با لباس معمولی) بالای سر مادرش که روی زمین افتاده، زانو زده است. مادر با دستانی لرزان، دست سارا را گرفته و با صدایی ضعیف چیزی میگوید. اشکهای سارا با باران مخلوط میشوند. پرامپت پنل ۲ (زمان حال): سارا (با قد بلند ۱۹۰ سانتیمتر، لباس مدرسه image_0.png) در یک آپارتمان کوچک و ساده ایستاده است. او خیره به یک ع**** خانوادگی روی دیوار است. در ع****، پدر و مادرش لبخند میزنند. سارا با دستی مشت ”
- #2“فصل ۲: غول پیکر و کوچولو (صفحه ۳-۴) پرامپت پنل ۱: سارا و علی در حال پیادهروی در یک خیابان شلوغ هستند. سارا با قد بلندش از بقیه عابران متمایز است و مردم با تعجب به او نگاه میکنند. علی دست سارا را گرفته و با خوشحالی به مغازهها نگاه میکند. پرامپت پنل ۲: آنها در یک فروشگاه لباس هستند. سارا سعی میکند یک کت برای علی پیدا کند اما تمام کتها خیلی کوچک هستند. او با خستگی به قفسهها نگاه میکند. پرامپت پنل ۳ (صفحه ۴): آنها در یک پارک هستند. علی میخواهد از تاب استفاده کند اما تاب خیلی بلند است. سا”
- #3“فصل ۳: سایههای فقر (صفحه ۵-۶) پرامپت پنل ۱: سارا در یک ****مارکت کار میکند. او با قد بلندش به راحتی به قفسههای بالا دسترسی دارد و جعبههای سنگین را جابجا میکند. رئیسش با اخم به او نگاه میکند. پرامپت پنل ۲: سارا به خانه برمیگردد. او خسته است و پاهایش درد میکنند. او متوجه میشود که قبض برق نیامده و پول کافی ندارد. پرامپت پنل ۳ (صفحه ۶): سارا در حال شام پختن است. او فقط یک نیمرو برای خودش و یک غذای ساده برای علی درست میکند. او سعی میکند جلوی علی تظاهر کند که همه چیز خوب است.”
- #4“فصل ۴: اولین روز مدرسه (صفحه ۷-۸) پرامپت پنل ۱: سارا علی را به مهدکودک میبرد. علی با یک کولهپشتی کوچک روی پشتش راه میرود. او کمی میترسد و دست سارا را محکمتر میگیرد. پرامپت پنل ۲: سارا علی را به معلمش معرفی میکند. معلم با تعجب به قد بلند سارا نگاه میکند. بچههای دیگر با کنجکاوی به علی و سارا خیره شدهاند. پرامپت پنل ۳ (صفحه ۸): سارا از پشت پنجره مهدکودک به علی نگاه میکند که دارد با بچههای دیگر بازی میکند. او نفس راحتی میکشد اما همچنان نگران است.”
- #5“فصل ۵: رازهای شبانه (صفحه ۹-۱۰) پرامپت پنل ۱: علی خواب است. سارا در اتاق نشیمن نشسته و مشغول انجام تکالیف مدرسهاش است. او خسته است و چشمانش در حال بسته شدن هستند. پرامپت پنل ۲: سارا ناگهان صدای گریه علی را میشنود. او به اتاق خواب میرود و میبیند که علی کابوس دیده است. پرامپت پنل ۳ (صفحه ۱۰): سارا علی را در آغوش میگیرد و سعی میکند او را آرام کند. او برایش یک لالایی قدیمی میخواند.”
- #6“فصل ۶: دوست جدید (صفحه ۱۱-۱۲) پرامپت پنل ۱: علی در پارک با یک دختر کوچک همسن خودش بازی میکند. سارا از دور مراقب آنهاست. پرامپت پنل ۲: مادر آن دختر به سارا نزدیک میشود و با او صحبت میکند. سارا ابتدا کمی خجالت میکشد اما بعد لبخند میزند. پرامپت پنل ۳ (صفحه ۱۲): سارا و مادر آن دختر در حال صحبت کردن هستند. علی و دوستش با هم بازی میکنند.”
- #7“فصل ۷: جشن تولد غافلگیرکننده (صفحه ۱۳-۱۴) پرامپت پنل ۱: تولد علی است. سارا پول کافی برای خرید هدیه ندارد. او تصمیم میگیرد خودش یک هدیه برای علی درست کند. پرامپت پنل ۲: سارا تمام شب را بیدار میماند تا یک عروسک خرسی کوچک برای علی درست کند. پرامپت پنل ۳ (صفحه ۱۴): سارا صبح علی را بیدار میکند و هدیهاش را به او میدهد. علی با دیدن عروسک خیلی خوشحال میشود.”
- #8“فصل ۸: سایههای گذشته (صفحه ۱۵-۱۶) پرامپت پنل ۱: سارا در مدرسه است. یکی از همکلاسیهایش در مورد تصادف والدینش با او صحبت میکند. سارا ناراحت میشود و به یاد آن روز تلخ میافتد. پرامپت پنل ۲: سارا با عجله از مدرسه بیرون میآید. او میخواهد هر چه زودتر به خانه برگردد و علی را ببیند. پرامپت پنل ۳ (صفحه ۱۶): سارا علی را در آغوش میگیرد. او میداند که تنها ****ی است که علی دارد.”
Art Style: Soft Romance
Color Mode: Full Color
Panels: 8
Created: