Creation Details
Panel prompts:
  1. #1جنگجوی جوان آریو سوار بر اسبی سیاه رنگ از روی پل زیبای که آب از زیر آن جاری بود با سرعت می تاخت کم کم قصر پادشاهی از انتهای پل نمایان می شود آریو وارد قصر شود و به پادشاه که لباسی سیاه رنگ بر تن داشت و بر تخت تکیه زده بود ودوراش را اشراف گرفته بودن با آمدن آریو همه ساکت شوند مثل اینکه منتظر خبری بودن پادشاه گفت از میدانه جنگ چه خبری داری آریو درحالی که احترام گذاشته بود گفت سرورم متاسفانه باید بگم که فرمانده اکیا درجنگ ش****ت خورد و به خاطره زخمی که داشته بودن مردن پادشاه با چهرهی آشفته گفت چه ت
  2. #2سه روز بعد پادشاه آماده جنگ شود زره آهنین خود را پوشید و شمشیراش را بر داشت ناگهان شاهزاده خانم با لباسی سفید و موهای نقری رنگ با چشمانی اشکبار گفت پدر من میترسم که شما را از دست بدم پادشاه دست اش را بر شانه شاهزاده گزاشت و گفت نگران نباش دخترام بهت قول میدم که سالم برمی گردم این را گفت و رفت پادشاه سوار بر اسبی نقری رنگ به همراه آریو و سربازان از قلعه خارج شودن درحالی که شاهزاده از بالای قلعه آن ها را تماشا می کرد
Art Style: Classic Action
Color Mode: Full Color
Panels: 2
Created: