Creation Details
Panel prompts:
- #1“بلاد اند شدو چپتر ۱: خونی که نباید وجود میداشت صفحه ۱ پنل ۱: آسمانی تاریک روی دنیایی قدیمی کشیده شده است. باد سردی از میان یک جنگل ساکت عبور میکند و نور ماه پشت ابرهای سیاه پنهان شده. متن راوی: «در جهانی که انسانها و شیاطین قرنهاست با یکدیگر جنگیدهاند...» --- پنل ۲: در میان جنگل، شمشیرهای ش****ته و سلاحهای رها شده روی زمین دیده میشوند. آثار یک نبرد قدیمی همه جا وجود دارد. متن راوی: «جنگجویان زیادی برای متوقف کردن تاریکی... جان خود را از دست دادهاند.» --- پنل ۳: یک سایهی مرموز بین درختان”
- #2“بلاد اند شدو چپتر ۱: خونی که نباید وجود میداشت صفحه ۲ پنل ۱: هیراد در یک مسیر جنگلی تاریک قدم میزند. صدای قدمهایش روی برگهای خشک در سکوت شب شنیده میشود. متن راوی: «سالهاست که انسانها از موجوداتی که در سایهها زندگی میکنند، میترسند...» --- پنل ۲: نمای نزدیک از صورت هیراد. چشمهای بنفشش برای لحظهای میدرخشند. هیراد (فکر میکند): «باز هم همون خواب... همون صدا...» --- پنل ۳: تصویری کوتاه از خاطرهای مبهم: آتشی ****رگ، سایهی یک شیطان، و کودکی که وسط تاریکی ایستاده است. صدای ناشناس در خاطره”
- #3“بلاد اند شدو چپتر ۱: خونی که نباید وجود میداشت صفحه ۳ پنل ۱: هیراد آرام برمیگردد. شیطان از بین درختان بیرون آمده و سایهی ****رگی روی زمین افتاده است. شیطان: «سالها دنبالت گشتم... ****ی که خون هانتشیرو در رگهایش جریان دارد.» --- پنل ۲: نمای نزدیک از چشمهای هیراد. نگاهش سرد و بدون ترس است. هیراد: «اسم اون رو نیار...» --- پنل ۳: شیطان لبخند میزند و دندانهای تیزش نمایان میشود. شیطان: «چرا؟ چون حقیقت رو یادت میاره؟ اینکه بخشی از وجودت... متعلق به ماست؟» --- پنل ۴: دست هیراد محکم دستهی کاتان”
Art Style: Classic Action
Color Mode: Black & White
Panels: 3
Created: